نوروز 86 مبارک

بر آمد باد صبح و بوی نوروز
بکام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

بر آمد باد صبح و بوی نوروز
بکام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
ما از تو غیر یک دل بینا نخواستیم
چون کودکان حوایج دنیا نخواستیم
هر کس ز وصف روی تو آرد نشانه ای
خود جلوه کن که توری و سینا نخواستیم
مرآت رخ نمای تو شد این جهان و ما
عکس تو را فتاده به مینا نخواستیم
بر دامن تو دست تولا چو می رسد
تا کعبه پای بادیه پا نخواستیم
آنگونه عاشقیم که در جستجوی تو
کاخ سپهر هم چو مسیحا نخواستیم
مهری مراد ماست که خود شمع محفل است
ماهی که کسب نور کند،ما نخواستیم
سود و زیان کار جهان عاقبت یکیست
ما رند زیرکیم،که سودا نخواستیم
D را دوست دارم چون اول داستان است
D را دوست دارم چون اول دوست است
D را دوست دارم چون اول دنیا است
D را دوست دارم چون اول دل است
D را دوست دارم چون اول ..............
تو را دوست دارم
تو می ترسی از عشق و سودای عشق
تو بگریزی از شور دنیای عشق
همان به که از این سفر بگذری
تو طاقت نداری به صحرای عشق
تو را الفتی نیست با این جنون
مبادا نهی لب به مینای عشق
تو را عشق،از خود جدا می کند
چو موسی که گم شد به سینای عشق
جنون کرد همّت که مجنون رسید
ز لیلای صورت،به لیلای عشق
ز تن جان عاشق گریزان بود
ندارد صدف درّ والای عشق