دعای نیمشب

بر بنای عدل کرد این چرخ را تکوین خدا

گر نگیرد داد من را از توِِ،حاشا زین خدا

تلخ کامی دیده ام،دیگر تو آزارم مکن

تا کند کام تو را در زندگی شیرین خدا

دوست می دارم من این اشک شب و آه سحر

عاشقان را در صبوری می کند تحسین خدا

در دل عشاق اگر باشد امید وصل دوست

درد جانسوز جدایی را دهد تسکین خدا

عاشق آزاری مکن وای از دعا نیمشب

بارها گفته است در این لحظه ها آمین خدا

سر نپیچم هرگز از شکرانه ی وارستگی

در بیا بان ها کند سنگم اگر بالین خدا

غنچه ی باغ امید هیچ گس را مشکنید

بشکند با چیره دستی،دست این گلچین خدا

 

نمی دانم چرا وقتی که راه  زندگی هموار می گردد

بشر تغییر حالت می دهد خون خوار می گردد

به وقت عیش و عشرت می نوازد طبل بی دینی

به وقت تنگدستی مومن و دیندار می شود

فرارسیدن محرم تسلیت باد

امید است آنکه حق با این همه گمراهیم بخشد

فروغ معرفت از نور ثار الهیم بخشد

گنهکارم ولی دیوانه عشق حسینم

خدا شاید گناهم را بخاطر خواهیم بخشد