امید آخر
فرصتی نیست دگر
بلور پیکرت دیریست گشته قبله گاهم
امید آخرم برگرد تا باز بریزم زیر پایت هستی ام را
من از باران نو شتم
شروعی تازه با تو
غروب آمد و تو بگذشتی از من
رفیق نا خوشی هایم
خداحافظ
خداحافظ
![]()
![]()
![]()
فرصتی نیست دگر
بلور پیکرت دیریست گشته قبله گاهم
امید آخرم برگرد تا باز بریزم زیر پایت هستی ام را
من از باران نو شتم
شروعی تازه با تو
غروب آمد و تو بگذشتی از من
رفیق نا خوشی هایم
خداحافظ
خداحافظ
![]()
![]()
![]()
به مد پوشان بگوید آخرین مد کفن است.
لحظه ای بیش پایدار نیست و خاطره آن در سراسر عمر باقی می ماند.
تبسم را نمی توان خرید و نه گدایی کرد و نه وام ستانید و نه دزدید.
لبخند به هیچ کار نمی آید مگر عطا شود چه فواید آن در ظاهر ساختن آنست.
هر گاه در مدت عمر کسی را دیدید که از شدت خستگی قادر به تبسم کردن نیست
شما لبخند خود را نثار او کنید زیرا هیچکس به تبسم نیازمندتر از کسی نیست
که از بخشیدن آن محروم و عاجز شده است
![]()
![]()
![]()
«دیل کارنگی»
که زیر باران با هم خیس بشویم
عشق آن است
که یکی برای دیگری چتر شود
و آن یکی هرگز نفهمد
که چرا خیس نشد...
را که داری دوست داشته باشی.
«شکسپیر»
![]()
![]()
![]()
گاه از تو می گفتم و گاه می نیوشیدم.
میان جرم خود،به لطف تو می اندیشیدم.
کشیدم،آنچه کشیدم،همه نوش گشت،چون آوای قبول شنیدم...![]()
![]()
![]()