همواره توئی
شب ها،که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می خواندم از لایتناهی
آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شب ها،که سکوت است و سکوت است و سیاهی
امواج نوای تو،به من می رسد از دور
دریایی و من تشنه مهر تو،چو ماهی
وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان
خوش می دهد از گرمی این شوق،گواهی
دید از تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی،هر چه تو گویی و تو خواهی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۵ ساعت 10:40 توسط ...م!
|
هر رهگذري محرم اسرار نگردد