تــو را کــرد آرزوی وصــل خرسـنـد

مرا هجران گسست از هم،رگ و بند

بـتـی گـر تـیـر ز ابروی کـمـان زد

تو را بر جامه و ما را به جان زد

مرا شمشیر زد گیتی تو را مشت

تـو را رنـجور کـرد اما مرا کـشت