چون خداوند بهشت آفرید ،جبرئیل را گفت:نگاه به این بهشت کن و ببین که من چه ساخته و آفریده ام و دوستان خود را در آنجا ببین جبرئیل رفت وآن بهشتهای آراسته با ناز و نعیم بی نهایت دید و در آن طرب گاه در جوار الله دوستان و عزیزان را دید،عرض کرد:خدایا هر کس صفت این بهشتها را بشنود قصد طاعت دارد که بوسیله آن در آنها داخل شود،لیکن پروردگار عالمیان هر چه دشواری و رنج بود،گرداگرد بهشت فراهم ساخت تا هر که قصد رسیدن به آن دارد آن مرحله را بپیمایدپس چون راه بهشت را بر ناکامی و بی مرادی نهاد،جبرئیل را فرمود:تا چه بینی؟جبرئیل آن راههای پر خطر را دید و منزلهای ریاضت را مشاهده کرددانست که تا آن مجاهدتها به عمل نیاید به حضرت باری بار نیابد،چون چنین دید گفت:بار خدایا، نپندارم که از ایشان یک کس را وارد بهشت شود!خداوند فرمود:این زندان دوزخ را ببین تا خشم ما را ببینی و کیفر ما را بدانی،جبرئیل دوزخ را با همه درکات و عقوبات آن بدید عرض کرد:بار خدایا به عزت و جلالت سوگند که هر کس این دوزخ را ببیند هرگز کاری نکند که در آن وارد شود،پس خداوند آنچه در دنیا از لذتها بود از زن و فرزند و زر و سیم و اسبها و چهارپایان و کشتزارها همه را برشمرد و برگرد دوزخ قرار داد و راه رسیدن به آنها بر مراد هوی و هوای نفس نهاد،تا هر کس در پی هوی و هوس خود رود عاقبت سر از دوزخ در آورد. چون جبرئیل راه دوزخ را دید عرض کرد:بارالاها ،گمان نبرم کسی باشد از مردم که به دوزخ نرود،آنگاه مصطفی فرمود:هر دو راه باز است روندگان راه سخت و پر مشقت به بهشت روند و شمار آنان اندک است و روندگان راه شهوتها قدم در دوزخ نهند و شمار آنها بسیار است،چون راه بهشت پربلا و با نشیب و بالا است و راه دوزخ آسان و بر نفسها و میلها گران نیست

بچه های وبلاگ نویس غیر وبلاگ نویس تمام کسای که میاید و محبت می کنید وب مرا می خونید یا از دیگران تعریف یا بد گوی وب مرا شنیدید فردا شب ارزوهاست از همتون می خوام من رو فراموش نکنید و برام دعا کنید