تقدیر
ای وای،در این دار فنا خستگی ما
چیزی نبود جز غم دلبستگی ما
چون ساعت رفتن برسد،الفت هستی
صد پاره شود با همه پوستگی ما
ما جمله،اسیران من و مایی خویشیم
اینجاست،همان علت صد دستگی ما
افسوس که با قید تعلق خبری نیست
زآزادگی مطلق و وارستگی ما
نیک و بد تقدیر که تغییرپذیر است
تعبیر شود،پستی و برجستگی ما
این عقربه تند زمان است که می خندد
بر راه دراز و قدم آهستگی ما
در عین جوانی،بشگفتند یکایک
پیران جهاندیده ز بشکستگی ما
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 2:38 توسط ...م!
|
هر رهگذري محرم اسرار نگردد