باز گرد ای مهر تابان،روشن این کاشانه کن

زنده،شوق پر فشاندن را در این پروانه کن

بازگرد ای ساقی پر شور بزم عاشقی

از می عشق و محبت،لب به لب پیمانه کن

بازگرد و این دل سرد در سینه افتاده را

گرم کن،آتش بزن،دیوانه کن،دیوانه کن

بازگرد و بار دیگر آن هیاهوی مرا

آتشین تر،دلنشین تر،بر در میخانه کن

بازگرد و خلوت سرد مرا با یک نظر

رونقی شاهانه بخش و محفلی شاهانه کن

باز گرد ای برق رحمت،اشک جانسوز مرا

در دل دریای هستی گوهر یکدانه کن

بازگرد و این من در عاشقی افسانه را

با نگاه گرم دیگر در جنون افسانه کن